در این شش ماه آشنایی هر وقت با هم قرار می گذاشتیم تاخیر آن چنانییی پیش نیامده بود.هر دومان حتا کمی زود تر به محل قرار رسیده ایم. یک جور اشتیاق در هر دومان بود. شاید به خاطر تجربه ای مشترک.من از دوران دبیرستان به این طرف همیشه سه دقیقه ای ساعتم را جلو تر برده ام.یک جور وسواس. انگار بخواهد زود تر از موعد به استقبال حوادثی بروم که در انتظار نشسته اند یا بخواهم زود تر از زمان طبیعی از بعضی هاشان رد شوم.
صفحه 49