در حرکت کلی و تدریجی سینمای کیارستمی کوشش او را در هر چه بیشتر نزدیکشدن به یک سینمای مینیمالیستی و تقلیلگرا میبینیم؛ در جهت شکلدادن به این وسوسه-مثل همان فیلم ترافیک-که دوربین را بکارد و آدمها بیایند و دربارهی خودشان صحبت کنند، خودشان را بیان کنند و «لو» بدهند و او نظاره کند-همانطور که در مدرسهی جم قلهک میایستاد و از دور تماشا میکرد-و ثبت کند. حتی داوری هم نکند بسیاری از اوقات-اگر بشود!
صفحه 136