خیلی وقت است که از فهم نویسندگی مأیوس و سرخورده شده‌ام. کمتر نویسنده‌ای به نظرم فهیم می‌رسد. بهترین نویسندگان روس، گوگول و پلاتونوف، ظاهراً از بلاهت رنج می‌بردند. بوی فهم فلسفی از تالستوی و داستایفسکی استشمام نمی‌شود. چخوف لاادری بود و خوشبختانه تفکر زیاد را بر خود حرام کرده بود. ناباکوف را هم نمی‌توان چندان فهیم دانست. پوشکین با نظریه‌اش مبنی‌بر اینکه شعر باید احمقانه و توخالی باشد، به واقعیت نزدیک شده بود. از نویسندگان امروز روسیه فکر می‌کنم فقط بیتوف عقلش را جدی بکار انداخته مثل موشی که در چرخِ بازی با جدیت بچرخد. از همنشینی با فیلیپ راث در شامی در امریکا تنها حیرتی خوشایند را به خاطر دارم. برودکسی هم به‌نظرم آدمی فهیم و باهوش می‌آمد، ولی در او نیز، خصوصاً در اواخر عمر، تفرعن ادبی زیادی دیده می‌شد که با عقل سلیم سازگاری ندارد. خلاصه زیاد نیست، ولی آن‌قدر هست که بشود مقایسه کرد. 

صفحه ۱۵۷