آشوب، سیلِ سهمگین خاطراتیست
که قلبت را با خود میبرد
آشوب، آوارِ بهجامانده از رفتن است
یادِ تمامِ حرفهای نگفته
آشوب حضوریست که نیست
و آی که نیست میکند
آشوب، دلهرهی پیوستشده
به تنهاییست
هراسم نیست که آشوبم
آشوب حضوریست که نیست / و آی که نیست میکند
آشوب، سیلِ سهمگین خاطراتیست
که قلبت را با خود میبرد
آشوب، آوارِ بهجامانده از رفتن است
یادِ تمامِ حرفهای نگفته
آشوب حضوریست که نیست
و آی که نیست میکند
آشوب، دلهرهی پیوستشده
به تنهاییست
هراسم نیست که آشوبم
ناشر: چشمه — نویسنده: سجاد افشاریان