نقد اخلاقی و نقد انواع ادبی را به تربیت «نقد ایلیاد» و «نقد اودیسه» می‌نامد: اصحاب نقد ايلياد با تراژدی و رئالیسم و طنز سروکار دارند. این گروه، ادبیات را به تعبير ماتيو آرنولد نقد زندگی می‌انگارند و به نظر ایشان نقش اساسی ادبیات روشن ساختن چیزی دربارة زندگی، حقیقت یا تجربه و به‌طور کلی دنیای بیرون از ادبیات است. محور علاقة آنها از این سبب تراژدی و رئالیسم و طنز است که این سه را بارزترین انعکاس اصلی می‌یابند که فروید «اصل حقیقت» می‌خواند. از سوی دیگر، «منتقدان اودیسه» که سروکارشان با کمدی و رمانس است، می‌خواهند دریابند که در خود داستان یا «فیکشن» چه اتفاقی می‌افتد. «فیکشن» در کمدی و رمانس، به جای اینکه آینه‌دار طبیعت باشد، در جستجوی غایت خویش است. در نتیجه کمدی و رمانس چنان به صورت قراردادی درآمده‌اند که علاقة جدی به آنها سبب علاقه به خودِ قرارداد یا سنت ادبی می‌شود. همین نکته سبب می‌شود که توجه به تک‌تک آثار ادبی جای خود را به دسته‌بندی‌های بزرگتری بدهد که ذیل الفاظ کمدی و رمانس ارائه می‌شود. به این ترتیب، علاقه به قرارداد منجر به علاقه به نوع ادبی می‌گردد. 

صفحه ۱۱