می‌دانی که من نگران احوال تو هستم

و می‌دانم که تو هم نگران حال منی

پس تنهایی را احساس نمی‌کنم 

یا سنگینی سنگ گور را 

حال که جایی امن و امان یافته‌ام 

تا استخوانم را چال کنم

و هر ابلهی می‌داند که هر سگی لانه‌ای می‌خواهد 

پناهگاهی دور از گزند خوک‌های بی‌مُبالات 

صفحه 60