بیشتر ما آدم‌ها ترجیح می‌دهیم عاشق باشیم تا معشوق. کم و بیش همه می‌خواهند عاشق باشند. بی پرده بگویم، در واقع بسیاری از انسان‌ها در ژرفنای باطن خویش تحمل معشوق بودن را ندارند. معشوق از عاشق هراسان و بیزار است، آن‌هم به محکم ترین دلیل، چرا که عاشق همواره می‌کوشد همه چیز معشوق را از او بگیرد. عاشق به هر قیمتی و از هر راهی در تمنای وصال است، حتی اگر این تجربه نصیبی جز درد و رنج برایش نداشته باشد.

ترانه‌ی کافه‌ی غم زده داستان ولایتی تک افتاده و دلگیر است، حکایت مردی و زنی و گوژپشتی، حدیث عشق و تنهایی، خیانت و انتقام.

پشت جلد