چهره‌های انگشت‌شماری در تاریخ روسیه به اندازة پتر آرکادیویچ استولیپین (1911 - ۱۸۶۲)، نخست‌وزیر روسیه از سال ۱۹۰۶ تا زمان به قتل رسیدنش در پنج سال، این این همه مناقشه‌انگیز بوده‌اند. سوسیالیست‌ها او را محکوم کرده‌اند که یکی از آخرین مدافعان سفاک نظم تزاری بوده است. طناب دار جلّاد (کراوات استولیپین) برگرفته از نام اوست که دادگاه‌های صحرایی نظامی آن را برای قونشاندن انقلاب ارضی دهقانان به کار می‌بردند. واگن‌های قطار مخصوص حمل «سیاست‌بازان» به سیبری «واگن‌های استولیپین» نامیده می‌شد (و در زمان فرستادن آن‌ها به گولاگ‌ها نیز هنوز به همین نام خوانده می‌شد). پس از ۱۹۱۷ بی‌رحم‌ترین پیروان تزار استولیپین را محکوم می‌کردند که دیوان‌سالار تازه به دوران‌رسیده‌ای است که سیاست‌های اصلاحات خطرناکش فقط به نابودی اصول مقدس حکومت خودکامه کمک کرد. اما در چشم ستایشگرانش - و در روسیة پس از شوروی این ستایشگران فراوانند - استولیپین بزرگ‌ترین دولتمردی بود که روسیه به عمر خود دیده بود، تنها کسی که می‌توانست کشور را از انقلاب و جنگ داخلی نجات دهد. اینان می‌گویند که اصلاحات او اگر فرصت کافی می‌یافت از روسیه یک جامعة سرمایه‌داری لیبرال می‌ساخت اما مرگ او و جنگ آن را نیمه کاره گذاشت. بر پایة داستانی مشهور وقتی تزار داشت فرمان کناره‌گیری خود را امضا می‌کرد گفت که اگر استولیپین هنوز زنده بود این اتفاق هرگز رخ نمی‌داد. اما البته این یک «اگر» بسیار بزرگ است. آیا یک نفر می‌توانست به تنهایی تزار را نجات دهد؟ حقیقت این است که نیکلا خود با مخالفان راستگرای استولیپین همداستان بود؛ و اصلاحات او که این مرتجعان سلطنت‌طلب آن را ناکام گذاشتند مدت‌ها پیش از مرگش محکوم به شکست بود.