فکر کنم بشود خیلی از متن‌هایی را که در این کتاب هست، نامه‌ای عاشقانه دانست. هربار که درباره ی فیلمی نوشته ام، برایم مثل این بوده که با شعف پیش دوستی اعتراف می‌کنی که به کسی دل بسته ای. متن‌های این کتاب هم گاهی مخاطبی از پیش معلوم داشته اند؛ یعنی اصلاً نوشته شده اند تا کسی بخواند یا به این امید نوشته شده تا کسی خاص بخواندشان، از فرط شعف. پس این نامه ها تکثیر شده اند تا شاید او در میان مخاطبان باشد. اویی که همیشه هم از پیش شناخته نیست، بعدها پیداش می‌شود یا پیداش می‌کنی، شاید برای همین در این سال‌ها وقتی کسی را دیده ام که از چیزی که نوشته ام حرف می‌زند، اول لحظه ای جا خورده ام که این متن خصوصی از کجا به دستش رسیده و بعد تازه به یاد تکثیر شدن نامه هایم افتاده ام.

من در برابر اثر هنری تنهام، اثر هنری تنهایی ام را ترجمه می‌کند اثر هنری خودش تنهاست.

صفی یزدانیان .