اول عاشق شد بعد شاعر بعد چون خوب مینوشت ازش خواستند بیانیههای سیاسی بنویسد بعد نامزد ریاست جمهوری شد در دوران مسوولیتش خرابیهای زیادی به بار آمد ازش خواستند استعفا کند اما حامیانش از او خواستند تا آخرین قطرهی خون ایستادگی کند برای همین در شهر درگیریهای شدیدی به وجود آمد. کمی بعد استعفا داد. بعد چند بیانیه داد. بعد چند شعر نوشت و در آخر در گوش پرستارش حرفها عاشقانه میزد که با احتياط بیشتری سندش را عوض کند.
صفحه ۱۶