خورشيد: با قلم زوزورزي نكن دخترم، قلم قهر مي كنه، ديگه ازت فرمون نمي بره.
ملك :كاغذت رو آستر كردي؟
تاجي : نخير.
ملك :به همين خاطر قلم رو كاغذ رفتار نداره. كاغذ آلماني بدون صابون قمي، نوك قلمو بد رفتار مي كنه.
تاجي: صابون خشك پيدا نكردم.
خورشيد :[قلم تاجي را معاينه مي كند] فاق قلمتم كه بالا پريده. بده آقاجانت برات قط بزنه.
ملك : قلم تراش خورده تو قلمدون داري. اگه پسند نكردي قلم تراش روي تاقچه ست.
تاجي راه مي افتد.

صفحه33