یکی دو ثانیه طول می‌کشد تا در تاریکی مطلق با کشیدن دستم روی دیوار کلید چراغ را پیدا کنم. وقتی چراغ را روشن می‌کنم، طنين وزوزی همراه با نورِ تند سفید بلند می‌شود. از آن نورهای زردرنگ معمولی‌ای نیست که در دست‌شویی‌ها دیده می‌شود و به‌اش عادت دارم. نورِ سفید بی‌روحی است که شباهت زیادی به نورِ اتاق‌های جراحی دارد و مجبورم می‌کند چشم‌هایم را نیمه‌ باز نگه دارم. نمی‌دانم کدام‌یک اعصاب‌خردکن‌تر است؛ نورِ سفید یا وزوز همراهش. 

حالا که این‌جا با این نورِ کورکننده هستم، بیش‌تر متوجه می‌شوم که خانه چه‌قدر تاریک است.

صفحه ۱۰۴