عشق

سکوت بشکند در این تن دمیده جان

نفس چرا نمی‌دهد

چرا گریز می‌کند عشق از این خرابه‌جان

در این جفای روزگار

در این جهان بی مرام

عشق چرا نمی‌دهی به این تن نیمه‌جان

اردیبهشت 83

صفحه 30