بوی دود همۀ اتاق را گرفت رنگش هم آن طرف پنجره کم کم پایین آمد و سفیدی دیوارهای حیاط خلوت را خاکستری کرد، مثل این که ابری آمده و یکباره جلوی آفتاب را گرفته باشد. صدای خفهٔ پاهایی که بالای سرمان این طرف و آن طرف می‌رفت آهنگ تندی پیدا کرد و مسیرش کوتاه و مشخص شد از پذیرایی به آشپزخانه به پذیرایی دو بار سه بار تندتر و تندتر، چهار بار پنج بار صدای بگومگو هم آمد که آن هم تندتر می شد در همان مسیر تا اینکه جیغ جیغ میشد و بعد در آشپزخانه.... بعدش در اوج جیغها باید صدای شکستن ظرف می آمد آمد.
 

صفحه ۶۴