صحبت هایی من باب آشنایی زده شد. دایی از پدر و مادر و ناپدری وهمه چیزم گفت تا مبادا آن ها فکر کنند بی پدر و مادر بوده ام. مادرش لام تا کام حرف نمی زد، ولی پدر و برادرش از اینکه زمینه آشنایی با ما برایشان فراهم شده اظهار خوش حالی کردند.برادر پیمان خانواده را معرفی کرد. فامیل شان مظلومی بود. سه برادر و دو خواهر بودند.رشته تحصیلی پیمان که تا آن موقع نمی دانستم برق بود و سربازی هم خدمت کرده بود.

صفحه 184