«دختر کشیش» هم چون نوشته های دیگر جورج اورول یک داستان انتقادی است؛ اما با دنیایی متفاوت و نگارشی ساده تر شخصیت اصلی داستان «دورتی» همان دختر کشیش است که با پدرش در ملک کلیسایی زندگی می‌کنند دختر کشیش نماینده مسیحیتی پیش پا افتاده و خشک مقدس است. دورتی در داستان دچار کشمکش‌های ذهنیتی در ارتباط با مذهب، فقر، پدرش، کلیسا و غیره می شود که در دوره ی فراموشیش به آنها فکر کرده است. وقتی بعد از یک ماه حافظه اش باز میگردد به قدری شایعه های مختلف در مورد او ساخته شده...