اولینبار اخوان مرا به کافۀ نادری بُرد. نخستین کسی را که به من معرفی کرد، ساعدی بود. کارهای او را در «سخن» و «آرش» خوانده بودم و خیلی دلم میخواست از نزدیک با او آشنا شوم. بالأخره این آشنایی به دوستی بدل شد و سالها و سالها ادامه داشت، تا آن فرجام شوم برای او در غُربت رُخ داد و من بیاختیار در سر کلاس بهیاد او گریستم.
صفحه ۷۸