فصل ۷

بت‌های مدرن

من درباره‌ی عزت و احترام بازیکنان‌ هاکی روی یخ نوشتم. اما این فقط یک نمونه از گرایش عمومی دوره و زمانه‌ی ما است - گرایش به ارج و قرب گذاشتن به بت‌ها و سر دادن فریادهای شادی برای انسان‌هایی که مظهر سبک خاصی از زندگی، فعالیت، مهارت، هنر و یا نماد زیبایی، جاذبه‌ی جنسی، قدرت و یا حتی جرم و جنایت هستند.

کافی است کنسرت‌های بیتل‌ها ( فقط تعداد بسیار معدودی توانستند به معیاری تقریباً نزدیک به آن چهار تا آدم طراز اول لیورپولی برسند) یا ارکسترهای معروف دیگر را به یاد بیاوریم که طرفدارهای سینه‌چاک‌شان و به‌خصوص دخترهای جوان در وجد و خلسه فرو می‌رفتند، فریادهای آشفته سر می‌دادند، دستخوش حرکات انقباضی می‌شدند و حتى غش می‌کردند. مهم نیست که به طور خاص کلمه‌ی «خدایان» را فریاد می‌زده‌اند یا نه، اما بی‌تردید به آن‌ها به‌عنوان موجوداتی ورای انسان‌های میرا می‌نگریستند. 

رویدادهای بعد از مرگ فاجعه‌آمیز پرنسس دایانا از محدوده‌های پذیرفته‌شده‌ی سوگواری در مرگ یک عزیز، یک انسان برجسته و یا بزرگ بسیار فراتر رفت. دلیل آن نمایش احساسات توده‌ای در خلال مراسم خاکسپاری و عزاداری پرنسس جوان، نه تأثیر رسانه‌های همگانی بود و نه مرگ فاجعه‌آمیز و بی‌خود بی‌جهت خودِ او.

صفحه ۵۳