قبل از خرید کتاب رویای مادرم بخوانید

آلیس مونرو مدت‌ها با چخوف مقایسه شده، جان آپدایک تولستوی را هم اضافه می‌کند، و ای اس. بایات از گی دو موپاسان و فلوبر نام می‌برد. مونرو بارها به عنوان بهترین نویسنده ی داستان کوتاه در زبان انگلیسی شناخته شده است.

این کتاب در نوزدهمین دوره ی جایزه ی کتاب فصل پاییز ۱۳۹۰ و پنجمین دوره ی جایزه ی ادبی پروین اعتصامی اسفند ۱۳۹۱ شایسته ی تقدیر شناخته شد.

قسمتی از کتاب

رویای مادرم

در طول شب - یا در طول مدتی که خواب بود - برف سنگینی باریده بود.

مادرم از یک پنجره ی هلالی بزرگ، شبیه به آنهایی که در عمارت ها یا ساختمان‌های دولتی قدیمی می‌بینی، به بیرون نگاه می‌کرد. به چمن ها و درختچه ها، شمشادها، باغچه های گل، درخت ها که همه پوشیده از برفی بودند که کپه کپه روی هم تلنبار شده بود و باد نه صافش کرده بود و نه شکلش را برهم زده بود. سفیدی برف چشم را، آن طور که زیر آفتاب می آزارد، آزار نمی داد. سفیدی آن، سفیدی برفی بود زیر آسمان صاف پیش از سپیده دم. همه چیز ساکن بود؛ مانند ترانه ی (شهر کوچک بيت اللحم) بود با این تفاوت که ستاره ای در آسمان نبود.
صفحه 17