گریه کردن و ابراز احساسات می‌تواند به‌عنوان بخشی از حیطه‌ی هوس شخصیتی دیده شود. گریه نباید سلاح زن، جهت بهانه‌ی مداوم باشد اما اگر به‌طور طبیعی سرازیر شود، نباید جلویش را گرفت زیرا اشک‌ها بیان صادقانه‌ی درد و رنجد و گاهی بلندتر و باقدرت‌تر از کلماتند. این افسانه‌ی دروغ بزرگ شماره هفت را که می‌گوید: «زن بودن یعنی ضعیف بودن»، کنار می‌زند. چرا که هیچ چیز نمی‌تواند منکر احساسات عمیق زنانه شود.

اینها جملات یک زن آمازونی است که تغییر جهت داده است:

* من همیشه می‌دانم که وقتی بتوانم برای مردی گریه کنم، یعنی احساسات عمیقی نسبت به او دارم. در محل کار باید خشک باشم و اشک‌هایم را نگه دارم و این خشکی به زندگی شخصی هم انتقال می‌یابد. سال‌هاست که اشک‌هایم را نگه داشته‌ام، آن‌قدر که دیگر فراموش کرده‌ام چگونه گریه کنم. می‌دانم وقتی اجازه دهم اشک‌هایم جاری شوند، یعنی زره آمازونی را از تن در آورده‌ام. اوایل از گریه کردن در برابر یک مرد، احساس حماقت می‌کردم و احساس ضعف و بی‌دفاعی داشتم. بعدها دریافتم که با این کار قوی‌تر می‌شوم یا راحت‌تر بگویم این کار همیشه برایم خوب بود. مرد هم بیشتر حمایتم می‌کرد و جنگی با هم نداشتیم. احساس راحتی می‌کردم و می‌دانستم که درک می‌شوم.

صفحه 152