ساعت شوم را باید در زمره آثاری شمرد که در شناسایی و شناخت مارکز به جهان ادبیات یاری رسانده است. خلاقیت مارکز در این داستان، او را در مسیر پرجاذبه تحریر صد سال تنهایی و رسیدن به نوبل ادبیات قرار داد. بی‌جهت نیست که منتقدین ساعت شوم را گامی سترگ در رسیدن به تعالی رئالیسم جادویی در قلم مارکز دانسته‌اند... زندگی روزمره شهری کوچک در جنوب کلمبیا که شهردار و کشیش، هر کدام سعی در هدایت مردم به شیوه خودشان دارند. ظرافت بیان نویسنده در توصیف تقابل مذهب و دولت، ترسیم ناآرامی و خشونت‌های سیاسی و ستایش خانواده به عنوان رکنی وحدت بخش به ترکیب بی‌همتایی رسیده است؛ داستانی بکر و خواندنی از شعبده باز کلام: گابریل گارسیا مارکز.