کلمه‌ها به خودی خود شاعرانه و غیرشاعرانه نیستد. هر کلمه‌ای را می‌توان در شعر به کار برد به شرط آن که آن را در متن مناسب با آن قرار داد. کار شاعران آفریدن این متن‌هاست. منظور من از متن، ساختار کلی کلام به اعتبار محتوا، بافت نحوی، لحن و عناصر آوایی است. وقتی شاعری در یک شعر رزمی می‌گوید:

کمان‌ها در آن عرصه مخموروش  گهی عطسه زن گاه خمیازه کش

معلوم است که متن شناس نیست. در فضای خونین و خشن کارزار، خماری و عطسه و خمیازه کار را به کلی زار می‌کند. شاعرانی که خواسته‌اند در حماسه‌سرایی با فردوسی رقابت کنند به دلیل همین متن‌ناشناسی‌ها شکست خورده‌اند و در این میان سعدی هم مستثنی نیست.

از بررسی بوستان معلوم می‌شود که سعدی عنایتی تمام به شاهنامه داشته است. در بوستان بیت‌هایی است که بافت کلام فردوسی را دارد و این نشانه شدت انس سعدی با شاهنامه است:

چو دولت نبخشد سپهر بلند  نیاید به مردانگی در کمند.

ب. 136

خور و پوش و بخشای و راحت رسان  نگه می‌ چه داری ز بهر کسان

ب. 83

صفحه ۱۲۵