در سفر دور و دراز به وطن داستان جاشوی ساده‌دلی را می‌خوانیم که دلتنگ سرزمینش شده و درست روزی که قرار است دستمزدش را بگیرد تا به خانه بازگردد او را می‌دزدند و برای کار به کشتی دیگری می‌برند.

آنجا که دو راه به هم می‌رسند قصه ناخدایی است که هر شب از پشت بام خانه‌اش مشتاقانه به دریا چشم دوخته. او عقلش را از دست داده و در خیالش منتظر است تا کشتی‌اش با گنجی بازگردد که در یکی از جزایر اقیانوس آرام دفن کرده‌اند. روغن نهنگ در یک کشتی شکار نهنگ اتفاق می‌افتد که میان یخ‌ها گرفتار شده و که ناخدایی بی‌رحم و متعصب دارد. اونیل در این نمایشنامه به بررسی مسائلی می‌پردازد در نظرش تضادهای بنیادی خلق و خوی زنانه و مردانه‌اند .