پیشگفتار

شاعر، در کنار عشاق، دیوار و هیچ، چهار مضمون رایج در آثار پرویز تناولی را شکل می‌دهد که فراتر از همه آن‌ها بر رابطه زیبایی شناختی شعر و هنر استوار است. مجسمه‌های شاعر وی در ارائه معادلی بصری و حجمی برای مفاهیم و استعاره‌های ادبی از استعدادی چشمگیر برخوردار هستند. هنگامی که هنرمند از پرنده‌ای برای ارائه سر شاعر استفاده می‌کند یا قفلی را در بدن او جای می‌دهد، مشخص است که او به همان اندازه که یک مجسمه ساز است، به کنایه‌های شاعرانه نیز توجه دارد. دقیقا به همین دلیل هنر او گاه "شاعری در برنز" تعبیر می‌شود. حتی خود هنرمند نیز مجسمه‌سازی را نوعی شاعری می‌خواند: "من شعرم را بر سطح مجسمه‌هایم می‌نویسم". رویای او در خلق تندیس‌هایی شاعرانه، پیوسته در قالب برنز به عنوان عرفانی چون شیرین و فرهاد و لیلی و مجنون را تداعی می‌کنند؛ "عشق در باورهای مناسب‌ترین ماده انگیزش‌های خلاقانه در مجسمه‌سازی تحقق می‌پذیرد.

علیرضا سمیع آذر

صفحه ۷