جلیلِ اخوان به بیستوشش سالگی که رسید، قیدِ نیشابور و شهرِ کهن را زد و مغازهی خیابان دارایی را به پدرش فروخت و با پولش در کوچههای اولِ هاشمیهی مشهد، که بیشترِ قطعههایش باغی بودند، خانه خرید. حبیباللهاخوان، به امید پشیمانی و بازگشت پسرش، نگذاشت چراغِ قنادیِ نیشابور خاموش شود و یک سالی باز نگهش داشت، اما بعد که دید رفتنِ جلیل بیبرگشت است و خودش هم اهل گرداندنِ قنادی نیست و سودِ چشمگیری هم ندارد، جمعش کرد و مغازه را به یک لاستیکفروش اجاره داد.
صفحه 54