زمان حال است و نمایش‌نامه از ساعت ۸:۱۵ شب آغاز می‌شود. ساعت آشپزخانه و ساعت رومیزی باید در طول اجرا زمان را نشان دهند و برای تماشاگران قابل دیدن باشند.
 

آنتراکتی وجود ندارد. داستان در خانه‌ای نسبتاً نو می‌گذرد که نزدیک جاده‌ای روستایی ساخته شده؛ اتاق پذیرایی آشپزخانه‌ی کنار آن و راهرویی که به اتاق‌های خواب راه دارد در صحنه دیده می‌شوند. ریسمانی از سقف راهرو آویزان است که نردبانی را پایین می‌آورد. از این طریق می‌توان به اتاق زیر شیروانی رفت در یکی از اتاق‌های خواب در راهرو باز می‌شود و تماشاگر باید بتواند ورودی این اتاق را ببیند. در حقیقت تمرکز کانونی دکور صحنه همین جاست و باید بتوان از طریق نورپردازی گاهی آن را کاملاً ناپیدا کرد و بعضی وقت‌ها نیز در مرکز توجه قرار داد. این نقطه هم نوید بخش است و هم بیانگر خطر دری معمولی است که به سوی هیچ مطلق باز می‌شود. این در نقطه عطفی در کنش نمایش‌نامه است و باید با نهایت دقت طراحی و ساخته شود.

یادداشت نویسنده


مروری بر نمایشنامه شب ‌به خیر مادر نوشته مارشا نورمن را در آوانگارد بخوانید.