سیاوش کسرایی بی تردید شاخه‌های شعر نوي حماسی - غنایی خود را که از زمان شاعران عصر مشروطیت به شکل نوینی در ایران سربلند کرده بود گسترده تر کرد و به آن بار و بارم تازه ای داد.

این شعر نو حماسی در مقابله با شعر نو تغزلی فردگرایانه سر برافراشت. این نوع اشعار دقیقا به مثابه ی سلاحی در برابر نظامهای سلطه گر عمل می‌کند در این اشعار ادبیات به یک ایدئولوژی آلترناتیوگونه ی تمام عیار تبدیل می شود و خود تخیل به یک نیروی سیاسی مبدل می‌گردد وظیفه ی ادبیات از نظر شاعری چون کسرایی دگرگون کردن اجتماعی زیر علم نیروها و ارزش‌هایی بود که در هنر تجسم و تجسّد پیدا کرده است.