پرده ی اول

صحنه ی اول

یک نوازنده ی ویولن سل تنها، روی صحنه پدیدار می شود. نوایی ساده را می‌نوازد. نوا پایان می یابد. نور از روی نوازنده ی ویولن سل می رود و شدت می گیرد.

مطب دکتر هری هیمان در خانه اش. تنها روی صحنه، فیلیپ گلبورگ، مردی جدی، حدوداً پنجاه ساله، کاملاً بی حرکت ایستاده. پاها را ضربدری روی هم انداخته کت، شلوار، کفش و کراوات مشکی و پیراهن سفید پوشیده.

مارگارت هیمان همسر ،دکتر وارد میشود زنی قبراق و پرانرژی یک قیچی باغبانی در دست دارد.


مروری بر نمایشنامه شیشه‌ شکسته نوشته آرتور میلر را در آوانگارد بخوانید.