صبح روزِ یادبود واپسین داستانِ نویسنده و تنها داستان قرن بیست و یکمِ اوست که اولین بار در سال ۲۰۱۲، دو سال پیش از مرگ نویسنده، بهصورت کتاب کوچکی مستقل از مجموعهداستانهایش منتشر شد.
این داستان را در تاریکترین دوران زندگيِ خودم و خانوادهام و بسیاری از مردم سرزمینم ترجمه کردم. روشنيِ نسبيِ ذهن و زبانم را برای این ترجمه، بیش از هر چیز مدیونِ همسرم زهرا میدانم که مراقبم بود و اولین بار هم او بود که ترجمهام را خواند و دلگرمم کرد و با همفکریها و پیشنهادهایش به بهبودش یاری رساند.