هم روس‌ها و هم انگلیسی‌ها سواره‌نظام ایران را به خاطر چابکی و تحرکش می‌ستودند. روی هم رفته این واحد برای سرکوب شورش‌های طایفه‌ای واحدی شایسته و قابل به شمار می‌آمد. جنگ‌افزارها و اسب‌های سواره‌نظام نه به دولت که کلاً به فرد تعلق داشت و اغلب کل دارایی او همین بود. یکی از ناظران سربازان را به طور کلی افرادی «صاحب اراده و مطیع و آرام و باثبات» توصیف کرده که اگر به آن‌ها اهمیت می‌دادند، می‌شد سربازانی بسیار ممتاز از آن‌ها ساخت. ناظر دیگری آن‌ها را سربازانی مشتاق خوانده که بیش از اندازه می‌توانستند در برابر کارهای شاق و دشوار تاب آورند. ویلز می‌گوید سربازان ایرانی بعد از ۳۰ الی ۴۰ میل پیاده روی، دور هم جمع می‌شوند، قلیان می‌کشند، لباس وصله می‌کنند و آرزو می‌کنند که آب محل شور نباشد.

در سال ۱۲۸۱ اکثر سربازان هنوز آذربایجانی بودند و سیه‌روز‌ترین افراد مملکت به شمار می‌آمدند. در سال بعد تعداد سربازان قشون، دست‌کم به لحاظ نظری، حدود یکصد هزار نفر تخمین زده می‌شد.

صفحه ۱۶۹