هرچه نوشته های فروید را بیش تر خواندم، در کل به پذیرش نتایج او کم تر گرایش پیدا کردم، به ویژه آن بخش از نظریه‌های فروید که بیش تر از همه داغ روانکاوی بر خود دارند. من در مقام انسان شناس، به ویژه احساس می‌کنم نظریه‌های بلند پروازانه فروید درباره مردم ابتدایی و فرضیات او درباره بنیاد نهادهای انسانی و تاریخ فرهنگ، می‌باید بر پایه دانش درست از زندگی مردم ابتدایی و همچنین جنبه‌های خودآگاه یا ناخودآگاه ذهن بشر استوار می‌بود. گذشته از اینها ازدواج گروهی، توتمیسم، پرهیز از مادرزن و جادو، هیچ یک در «ناخودآگاه» رخ نمی‌دهد. همه این‌ها وقایعی یکسره جامعه شناختی و فرهنگی‌اند که پرداخت نظریه پردازانه آنها به نوعی تجربه نیاز دارد که نمی‌توان در اتاق مشاوره به دست آورد.

پشت جلد