شصت سال پیش بود با ششصد سال؟
این سطر و سطرهایی که مینویسم الآن تر و تازه است. اما زمانی که چاپ شود و خوانندگان بخوانندش، یک سال و در چاپ دوم ۲۳ میگذرد. زمان از یکه تازی حیایی و ابایی ندارد. قطاری است سریع السیر و قسی القلب که همواره ما را جا میگذارد و به حرف و حسرتهای ما اعتنایی ندارد. زمانی خواهد آمد که از این نوشته، یا کتاب، یک دهه و یک سده، و حتی شاید یک هزاره و هزارهها بگذرد. به قول حافظ: «جهان پیرست و بی بنیاد ازین فرهادکش فریاد» یا: «جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست».
صفحه ۳۹