علایم هشداردهنده فراوان بودند. اوایل بهار ۱۹۳۲ آغاز تحمل دهقانان اوکراینی در برابر گرسنگی شدید بود. گزارش‌ها و نامه‌های پلیس مخفی از مناطق کاشت غلات در سراسر اتحاد جماهیر شوروی ـ مخصوصاً مناطق شمال قفقاز، ولگا و سیبری غربی ـ از کودکان ورم کرده از گرسنگی خبر می‌داد. خانواده ها به خوردن علف و بلوط رو آورده بودند و دهقانان هم در جستجوی غذا خانه‌های خود را ترک می‌کردند. در ماه مارس، کمیسیون پزشکی اجسادی را پیدا کرد که در روستایی نزدیک اودسا کنار خیابان روی زمین افتاده بودند. عجیب آنکه هیچ کس آنقدر توان نداشت که حتی بتواند این اجساد را دفن کند. در روستایی دیگر مقامات محلی در تلاش بودند تا مرگ ومیر را از افراد بیگانه پنهان کنند. آنها اتفاقی را که جلوی چشم بازدیدکنندگان در حال رخ دادن بود، انکار می‌کردند.

پیشگفتار