نمایش نامه ندای درون در تاریکی آغاز می‌شود. با روشن شدن صحنه، بلا لی برد، استاد میان سال دانشگاه ییل، را می‌بینیم که راوی ماجرای بیماری مرگبار و رابطه مبهم خود با کریستوفر دان است. کریستوفر دانشجوی سال اولی بلند پروازی است که قصد دارد رمان بنویسد. او ابتدا با بدرفتاری اش موجب رنجش استاد میشود اما در ادامه، درست مانند شهرزاد قصه گو، در ملاقات های روزانه اش قصه رمانش را تعریف می‌کند. رمان کریستوفر در مورد پسر دانشجویی است که با غریبه ای بی پروا آشنا می شود. بلا نیز در تلاش است تا خواسته ای را با کریستوفر در میان بگذارد.