شهر آرام می خفت
شهر آرام می خفت
از یاد برده ام نامش را
بر فراز رودی در افق
گوشه ای از آسمان میسوخت
و شب کم کم
و زمان که باز ایستاده
و گل آلود مادیانم
و فرسوده پیکرم
شهر آرام می خفت …
شهر آرام می خفت
شهر آرام می خفت
از یاد برده ام نامش را
بر فراز رودی در افق
گوشه ای از آسمان میسوخت
و شب کم کم
و زمان که باز ایستاده
و گل آلود مادیانم
و فرسوده پیکرم
ناشر: نی — نویسنده: نغمه ثمینی