هر روز نزدیک‌تر از پیش

چشم‌اندازی دوسویه بر روان‌درمانی

روان درمانگرانی که از تجربة بالینی خودشان نوشته‌اند با مشکل آزاردهنده‌ای روبه‌رو شده‌اند که شاید به هیچ وجه حل شدنی نباشد: چگونگی حفاظت از پیمان رازداری با درمانجو در حالی که ژرف‌ترین اسرارشان را آشکار می‌کنند. مبدل‌سازی بیش از حد معنای داستان درمانجو را دگرگون می‌کند و مبدل‌سازيِ اندک هویت و نام و نشان آنها را در معرض خطر قرار می‌دهد. این موضوعی است که فروید را هم به ستوه آورده بود، آن‌چنان که وی در آغاز یادداشت‌هایی بر موردی از روان‌نژندی وسواسی - داستان «مرد موشی» (۱۹۰۹) - به آن اقرار می‌کند. «من نمی‌توانم تاریخچة کامل درمان را ارائه دهم چراکه این مستلزم ورود من به جزئیات وقایع زندگی بیمارم است. علاقة مصرّانة این پایتخت [وین] و تمرکز و توجه خاصش به فعالیت‌های پزشکی‌ام اجازه نمی‌دهد تصویری صادق در این مورد ارائه دهم» (SE, vol. 10, 155). 

هویت تمامی درمانجویان فروید شناخته شده است، بسیاری زمانی که هنوز در قید حیات بودند - و تعدادی هم از طریق خودشان، مانند «مرد گرگی».