شعری به دور از آرکائیسم بیانی، اسطوره‌پردازی و تصنع، و در مقابل سرشار از سادگی و صداقت. مخاطب این گونه شعر، مخاطب کیارستمی، همچون سینمای او، نقشی برجسته و سزاوار در ساماندهی نهایی اثر بر عهده دارد و این حرمتی است که به مخاطب نهاده می‌شود تا نه چون مصرف کننده‌ای بی اراده مورد مصرف واقع شود. کیارستمی، در کار خود، به جای پاسخگویی با نتیجه گیری، در مخاطب خود پرسشی پرورش می‌دهد، از آن گونه که در دیالکتیک‌های افلاطونی - سقراطی. و به این ترتیب، بی پرداخت رشوتی به مخاطب، او را در غنایم اثر خود شریک می‌کند. ذهنیتی که می‌توانست شورانگیز و آرام شود، شعورانگیز و متلاطم می‌شود.
صفحه 8