آرین پیش سه نفر کار می‌کند. همه‌شان وزنه‌ای در روح، سنگینی‌ای در نگاه خود دارند. آقای گومز غمگین است. خانم کارل ازخودراضی است. آقای لوسین حسود است. وقتی به حرف‌های آرین گوش می‌سپارند، فراموش می‌کنند که غمگین، ازخودراضی و حسودند. کسانی هستند که می‌توانند ما را از بند خود رها سازند_همان‌طور که دیدن درخت گیلاس مملو از شکوفه و بازی بچه‌گربه‌ای با دمش می‌تواند چنین حسی را در ما ایجاد کند. کار اصلی این افراد حضورشان است. آن یکی کار را برای حفظ ظاهر انجام می‌دهند، برای این‌که باید کاری انجام داد. برای این‌که به خاطر حضورتان، به خاطر شِر و ورهایی که می‌گویید یا به خاطر آوازی که زیر لب زمزمه می‌کنید، بهتان پول نمی‌دهند.

صفحه 17