تصمیم‌گیری برای بیماران و تعجیل در این کار، راه خوبی برای از دست دادن آنهاست. بیمارانی که وظیفه‌ای بر عهده داشته باشند و نتوانند آن را به انجام برسانند، بیماران خوشحالی نخواهند بود. دلیل آن هرچه باشد: احساس کنترل شدن به دست دیگری، احساس بی‌کفایتی یا تنفر از دورنمای مایوس کردن درمانگرشان، نتیجه اغلب یکسان است: درمان را رها خواهند کرد.

ولی گذشته از امکان خطا، دلیل قانع‌کننده‌تری هم برای عدم تصمیم‌گیری برای بیماران مطرح است: راه بهتری برای کنار آمدن با مساله دشوار تصمیم وجود دارد. تصمیم، یک راه است، راهی شاهانه به سرزمین اگزیستانسیالیستی‌ای که قلمرو آزادی، مسوولیت، انتخاب، حسرت، آرزو و اراده است. برنامه‌ریزی برای یک نصیحت سرسری از پیش‌تعیین‌شده، همان و چشم‌پوشی از فرصت کاوش با بیمار در این قلمرو، همان.

صفحه 174