تا وقتی از طرح‌ها و مقاصد همسایگانمان باخبر نباشیم، نمی‌توانیم با آنها متحد شویم. ما لایق عبور سپاهمان از سرزمینی که به آن آشنایی نداریم، نیستیم. باید کوه‌ها و جنگل‌ها، دره‌های عمیق، باتلاق، مرداب‌ها و مناطق صعب‌العبور را بشناسیم. از اوضاع جوی و طبیعی بهره نمی‌بریم، مگر اینکه از افراد بومی استفاده کنیم.

سزاوار نیست که جنگ‌سالار از چهار یا پنج اصل زیر غافل باشد.

زمانی که جنگ‌سالار به ایالت پرقدرتی حمله می‌کند، رهبری خود را در ممانعت از تمرکز ق وای دشمن نشان می‌دهد. او با ایجاد ترس در مخالفانش، از اتحاد بین آنها علیه خویش، جلوگیری می‌کند. در حمله به یک سرزمین قدرتمند، اگر قوای او را منقسم و متفرق کنید، بر او برتری قوا خواهید داشت؛ اگر برتری قوا داشته باشید، باعث ترس دشمن خواهید شد؛ اگر دشمن از شما بترسد، ایالات مجاور نیز به وحشت خواهند افتاد. اگر همسایگان بترسند، جلو پیوستن متحدان دشمن به او گرفته می‌شود.

پس او کوشش در ایجاد اتحاد کلی و یا جزئی نخواهد کرد و همچنین قدرت ایالات دیگر را تغذیه نمی‌کند. طرح‌ها و نقشه‌های محرمانه خویش را اجرا می‌کند و حریف خود را در هراس نگاه می‌دارد. بدین ترتیب می‌تواند شهرهای آنها را تسخیر و حکومتشان را سرنگون کند.

بی‌توجه به قواعد، پاداش بده، بی‌توجه به توافقات پیشین، فرمان بده، و بدین‌گونه می‌توانی سپاهی را، گویی یک فرد واحد باشد، اداره کنی. برای پیشگویی از خیانت، نباید پیشاپیش برنامه‌هایت را فاش کنی

صفحه ۸۸