انسان دوبار به نادانی می‌رسد

یک بار پیش از دانایی و یک بار پس از آن؛

و تنها تفاوت این دو در پذیرفتن است

تنهاتر از آنم

که واقعیت داشته باشم

به خیابان می‌روم 

و ساعت‌ها در خودم قدم می‌زنم

از تو

تنها خاطره‌ای مانده است 

که امشب 

چون اسبی زینَش می‌کنم 

بر آن می‌تازم وُ 

از استخوان‌هایم بیرون می‌زنم

صفحه ۳۴