یک روز بعد از اولین باری که برای فارست بازی کرد، کلاف مجبورش کرده بود کفش های او را واکس بزند. خودش می گوید دستور فرمانده را با کمال فروتنی پذیرفته و دم بر نیاورده. بازی بعدی فارست در لیورپول برگزار می شد. کین جوان فکر می کرد آن روز باید در حمل لوازم تیم به تدارکاتچی ها کمک کند و بازی را از کنار زمین ببیند، اما تنها یک ساعت پیش از شروع مسابقه، کلاف صدایش می کند و به او پیراهنی می دهد تا به زمین برود؛ از همان اول بازی. این کار برای سه سال پیاپی پیش ر تکرار می شود.

صفحه 105