به گل او برابر نیوکاسل نگاه کردهایم، بارها و بارها. با چنان دقتی که به یک تابلو لبالب از جزئیات در یک موزه خیره شدهایم. پیش از تماشا خودمان را آماده کردهایم برای کشف راز، کشف رمز، کشف جزئیات نادیده. چشمهایمان را باز کردهایم، تمرکز کردهایم تا همه چیز را ببینیم. حرکت پای چپ، پای راست، دستها، توازن، چرخش، ضربهی اولیه، ضربهی نهایی. با این وصف نکاتی را از دست دادهایم. همیشه چیزی برای کشف دوباره باقی مانده.
صفحه 152