دندان پزشک و پیرمرد روی کپسولهای گاز بوتان نشسته بودند و جریان آب رودخانه را تماشا می‌کردند. هر از گاهی بطری فرونترا را دست به دست می‌کردند و سیگارهایی می‌کشیدند که از برگ های کلفت ساخته شده بود، از آن سیگارهایی که حتی رطوبت شدید هم خاموششان نمی‎کرد.

_باورم نمیشه، آنتونیو خوزه بولیوار، حسابی دهن عالیجنابو بستی.

صفحه 16