کتابخانه، یک افق همیشه کهنه و نو، از زندگی‌های واقعی و خیالی است. نوشتن به همراه خواندنِ مداوم و اراده‌ای خلل‌ناپذیر برای ایفاء نقش در این دنیای کاغذی که حرکت سازنده‌ی آن، در تصویری دون كيشوت‌وار، نوعی خروج محسوب می‌شود. اما خروج از جایی که به آن وارد نشده‌ایم، ممکن نیست، نمی‌توان آفریننده‌ی یک کتاب شد، بی‌اینکه خاکستر آنچه قبلاً مرده است را بر پیکر زنده‌ی خود حس کرد. 

صفحه ۲۰