می‌گویند نسلی وجود ندارد که چهار انسان درستکار از آن بیرون نیاید تا دنیا را مخفیانه پابرجا نگاه دارند و آن را در مقابل خداوند تبرئه کنند: یکی از این انسان‌ها می‌توانست بهترین قاضی باشد. ولی اگر آنها همه جای دنیا در گمنامی سرگردانند، اگر وقتی که به آنها برمی‌خوریم شناخته نشوند و اگر خود آنها از وظیفه بزرگی که بدان مامور شده‌اند بی‌خبر باشند کجا پیدایشان کنیم؟ کسی به این نتیجه رسید که اگر سرنوشت، مانع می‌شود که عاقلان را بیابیم باید به دنبال دیوانگان بگردیم. این عقیده پذیرفته شد. مریدان قرآن، فقها، سیکها که نام شیر بر خو دارند و خدای واحد را می‌پرستند، هندوها که جماعتی از خدایان را می‌پرستند، کاهنان ماهاویرا که می‌گویند دنیا به شکل انسانی است با پاهای باز، آتش‌پرستان و یهودیان سیاه، دادگاه را تشکیل داده‌اند و اما حکم نهایی به داوری یک دیوانه واگذار شد.