کتاب دومین بار را نیز می‌توان دومین رمان از سری رمان‌های فرانک تیلیه با محوریت شخصیت کالب تراسکمن دانست. تیلیه در این رمان، که به پدیده خشونت در هنر می پردازد، از زبانی ساده و امروزی بهره گرفته است، اما ارجاع و اشاره به آثار هنری و ادبی معروف جهان در آن زیاد است. از همین رو، و برای قابل فهم کردن زمان برای همگان، توضیحاتی در پانویس‌ها داده‌ام. به علاوه، در بخش‌هایی، نویسنده با کلمات و حروف بازی کرده و پیام‌هایی مخفی در متن گنجانده است که سعی کرده‌ام این بازی ها را در ترجمه لحاظ کنم.

مقدمه مترجم / تابستان ۱۴۰۱ / سارا سدیدی

دوربین روی زین یک دوچرخه بود. می شد یک تکه از فرمان را، کمی تار، تشخیص داد. پل با خودش فکر کرد دوچرخه ژولی. هوا صاف بود و کاج‌های نقره ای دامنه دید را خط خطی می کردند. یک جنگل. خش خش باد بین شاخه ها. جیغ یک پرنده. دوربین یک بار دیگر حرکت کرد و بعد ژولی نمایان شد، کوله پشتی در دست. قلب پل مچاله شد. تصور کرد اگر گابریل این قدر ناگهانی دوباره دخترش را می‌دید، چه حالی پیدا می‌کرد.
صفحه 155