قبل از خرید کتاب کوتوله بخوانید

رمان کوتوله در سال ۱۹۴۴ به بازار آمد. این رمان به شرح زندگی کوتوله ای در دربار یکی از سلاطین قرون وسطای ایتالیا می پردازد. لاگرکویست داستان را از زاویه دید او و به صورت یادداشت‌های روزانه کوتوله بیان می‌کند. البته بیان مطالب به صورت یادداشت‌های روزانه کوتوله و به زبان اول شخص مفرد روش مؤثری برای بیان افکار ضمنی و برداشت‌های او از جزئیات امور است، هرچند که گاهی تا مرز تصنع و غیر واقعی بودن نیز پیش می‌رود.

کوتوله را می‌توان تجسم خباثت دانست. او از هرچه که عشق نامیده شود بیزار است و از شادی دیگران متنفر. عشق و شادی و خنده برای او چیزهایی دروغ و تهوع آورند. جنگ را دوست دارد و می‌خواهد لذت غیرقابل توصیف ناشی از فروبردن دشنه اش در سینه دشمن را بچشد. 

کوتوله عطشش را به خون به صورت زیر در خاطرات روزانه اش ثیت می‌کند:

«افکار سمج مثل خوره روحم را می‌خورند و بیمارم می‌کنند؛ می ترسم مرا در خانه و در میان زنان و کودکان جا بگذارند؛ آن هم حالا که بالاخره قرار است اتفاقی بیفتد. شاید بزرگترین قصابی ها اکنون و در همین ابتدای کار روی دهد.

«در عطش خون آتش گرفته و می‌سوزم»