بور یک لحظه خوشحالیِ خالص.
هایزنبرگ انگار که بعد از مسافرتی طولانی برگشتهم خونه.
بور انگار بچهای که خیلی وقت پیش گم شده دمِ در ظاهر شده.
هایزنبرگ یهدفعه من از دستِ تمام موجهای تیره و آشفتهی آب خلاص شدهم.
بور کریستین زندهست، هرالد هنوز به دنیا نیومده.
هایزنبرگ دنیا دوباره در صلح و آرامشه.
مارگرت نگاهشون کن. هنوز مثل پدر و پسر. امّا فقط برای یه لحظه. حتّا حالا که ما همه مُردهیم.
صفحه 68