در سکوت بوته ها مردی دارد تابوت پدرش را با خاک میپوشاند. بعد دور میشود.
ناتان ادیت و آلکس ایستاده اند بی حرکت پی یر و ژولیین در دورتر الیزا تقریباً در پس زمینه است. ناتان تکه کاغذی از جیباش در می آورد و با صدای بلند میخواند.
در سکوت بوته ها مردی دارد تابوت پدرش را با خاک میپوشاند. بعد دور میشود.
در سکوت بوته ها مردی دارد تابوت پدرش را با خاک میپوشاند. بعد دور میشود.
ناتان ادیت و آلکس ایستاده اند بی حرکت پی یر و ژولیین در دورتر الیزا تقریباً در پس زمینه است. ناتان تکه کاغذی از جیباش در می آورد و با صدای بلند میخواند.
ناشر: هزارهی سوم — مترجم: فتاح محمدی — نویسنده: یاسمینا رضا